با آل یزید دست در آغوشیم
حالا که نمی رویم همراه حسین(ع)
شمشیر به دشمنان او نفروشیم!
با آل یزید دست در آغوشیم
حالا که نمی رویم همراه حسین(ع)
شمشیر به دشمنان او نفروشیم!
برای نشان دادن نفرت خود یهودیان را به موش تشبیه کرده اند متفکران و سران یهود هم به فکر راهکاری اساسی برای این نوع از یهود ستیزی افتادند.
لابی صهیونیسم با استفاده ازابزار قدرتمند سینما و تلوزیون وارد عمل شد و با ساخت انیمیشن هایی که ستاره های آن موش بود این حیوان را موجودی دوست داشتنی جلوه داد.
انیمیشن «دامبو فیل پرنده» از زمره این گروه از آثار است.
مادر دامبو بر خلاف سایر فیل ها که کلاهی زنگوله دار به سر دارند کلاه عرق چین مانند مخصوص یهودیان را به سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر می برد. دامبو نیز طی عملیاتی پرچمی را در سیرک به اهتزاز در می آورد که بی شباهت به پرچم رژیم اشغالگر قدس نیست!
.عبارت به سمت خورشید رفتن در تورات بیان شده و در بین یهودیان این گونه رایج است که منظور از آن بازگشت به سرزمین موعود می باشد.
در کارتون «لوک خوش شانس» خانه ی لوک کجاست؟
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید:
امیر المؤمنین فرمودند: دجّال کسی است که:
گوشت بسته شده ای است که با خون در آمیخته است
برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید:
واژه دجّال در زبان عبری و در آموزه های یهودی به معنای«دشمن خدا»است که از ترکیب دو واژه«دج:دشمن» و «ال:خدا» تشکیل شده است.
واژه دجّال در مسیحیت به معنای ضد مسیح می باشد،
از منظر الهیات مسیح ،دجّال کسی استکه در آخر الزمان ظهور میکند وپرچم ضدیت ودشمنی با تمام آموزه های عیسی مسیح را بر می افرازد.
... ای عشق
کیست این آوای کوهستانی داوود با او
هرم صدها دشت با او لطف صدها رود با او
هر که را گم کرده ای ای عشق در او جستجو کن
شمس با او قیس با او نوح با او هود با او
ای نسیم آهسته پا بگذار سوی خیمه گاهش
گوش کن ... انگار نجوا می کند معبود با او ...
صبح فردا کوهساران شاهد میلاد او یند
سرخی هفتاد و دو خورشید خون آلود با او
تا ابد این فطرت خوابیده ام بد حال نیست
نبض شعرم می زند! یک اتفاق بی نظیر
تازه فهمیدم که مرغ غیرتم بی بال نیست
ای که هستم در حضور چشمهای روشنت
رسم رحمت با محّبان شیوه غربال نیست
گرچه سنگین نیست دستانم ولی امید هست
چون که دیگر میوه ی اندیشه ی من کال نیست
خوب میدانم که نزدیک است ایام فرج
خوب میدانم که دیگر جای مکث و فال نیست
یک طرف انگشت ها افزون تو از مردان، ولی
آن طرف جز لشکر آمادهی دّجال نیست
میکنم آغاز امشب حرکتی را بی رفیق
نیست اینجا رستمی باقی دگر، چون زال نیست
ابرهای سیاه ظلم و فساد آسمان جهان را بپوشاند.
آن روز که:
قدرتهای اهریمنی جهانخواره پنجه های خود را در گلوی مردم رنجدیده دنیا هر چه بیشتر فرو برند.
آن روز که:
امواج تبلیغاتی نیرومند طاغوتهای شرق و غرب برای تامین منافع خود هر حقّی را باطل و هر باطلی را حق جلوه دهد.
وسر انجام آن روز که:
تازیانه ی نامهربانیها، تنگ نظریها، جداییها، تبعیضها، وستمهاپشت خلق مستضعف جهان را مجروح سازد.
آری!
در آن لحظه چشم های پر امیدمان به تو ای مصلح
بزرگ جهان دوخته شده
به انقلاب و حکومت جهانی ات!